الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
375
الغدير ( فارسى )
درمىيافتم كه او مرا از ياد برده است . - واى بر من ! چنانچه با دل شعلهور از عشق بميرم و در گور آرام گيرم . ( 3 ) - بر آن دوست و همدمى كه از ياران كناره گرفته يا دوستى برقرار كرده و به رفتگان پيوسته است ، هرگز گريه مكن . - چرا كه آدميان مىروند و ما دير يا زود جانشين آنان مىگرديم ، همچون كلمات كه با حرف عطف « ثمّ » يا « ف » به هم مىپيوندند . ( 4 ) - اى شتربان ، چهارده تن يار معصوم من در شش بقعه و آستان مقدس آرميدهاند كه عبارتند از : - مدينه ، نجف ، سامرا ، طوس ، كربلا و بغداد . ( 5 ) - هرگاه در آسمانهاى برين مسكن گزينم ، باز ديدگانم از شوق ديدار مدينه اشكبار است . - من هرگاه بر بال فرشتگان سوار شوم ، حاضرم كه به خاطر روضهء پاك پيامبر از اين سعادت چشم پوشم و بدان روضهء پاك بپيوندم . ( 6 ) - اين همان پيامبر بزرگى است كه كسى در شرافت او حرفى ندارد ، چه وى پيشواى ملائك آسمان است . - هركس در سراى او را بزند ، به مراد دل خود رسد و هركس گرد مزار او طواف كند ، آتش بر او حرام شود . ( 7 ) - اين همان حرمى است كه خردها بر حقانيت آن اقرار دارند و فرشتگان آسمان در آن مسكن گزيدهاند . - اين فرشتگان هريك به زبان بىزبانى مىگويند : اى كسى كه براى زيارت به اينجا